![]() |
![]() |
|
| مطالب رازهای دل زنگ بیداری خرد را به صدا در می آورد. |
|
اگر چه بسیاری از ادیان تلاش دارند به ناشناخته هاو مجهولات بشر پاسخ دهند، اما، هدف کلی ادیان الهی و غیر الهی، بیشتر، قانون مند کردن بشر و ساختن چارچوبی برای جوامع بوده است.ادیان تلاش دارند به بشر بفهمانند، نیروهای ماورایی در طبیعت حاکم است که اگر انسان از قوانین و چارچوب ها تخطی کند، به نفرین و عذاب این نیروهای ماورایی گرفتار خواهد شد.پیروان ادیان برای اینکه بتوانند از عذاب نیروهای ماورایی مصون بمانند باید، به یک سری از قوانین و دستورات عمل نمایند و از بسیاری از مواردی که آن ادیان، تابو خوانده اند پرهیز کنند. و به طور پیوسته حمد و ثنای نیروهای ماورایی و هر آنچه وابسته به این نیروهاست را بگویند و در این راه بخشش مال و جان فشانی نمایند. اگر چه بسیاری از ادیان اولیه بر پایه آداب و رسوم قبیله ای و در جهت تأیید سحر و جادوگری، اسارت بشر را به پیروان خود دیکته می کردند اما در بین همین ادیان هم به مصلحان یا معلمان بزرگی بر می خوریم که فارغ از هر ادعایی، مبنی بر ارتباط با موجودات ماورایی، هدف آنها این بوده، که، جامعه و افراد ان را اخلاقمند و پایبند به اصول انسانی تربیت نمایند.بسیاری از این اصول اخلاقی توسط مصلحان و فلاسفه بزرگ مطرح می شده به شکلی که هنوز هم ما بر بسیاری از این دستورات صحه می گذاریم و از انها دفاع می کنیم. نتیجه می گیریم که پاره ای از ادیان اولیه تنها دکانی بودند در دست دینکاران، تا از این راه توده مردم را بفریبند، و از این راه به اهداف خود دست پیدا کنند.اما برخی از این ادیان توسط مصلحان جامعه ایجاد می شدند، تا انسان ها قانومند و معقول زندگی کنند.این ادیان، سنگ بنای اخلاقمندی و توصیه به نیکی ها و پرهیز از بدی ها را در ادیان بعد از خود پی ریزی و نهادینه نمودند.برای نمونه، به دین بودا، که 563سال قبل از میلاد مسیح متولد گردید اشاره می کنیم. بودا خود را هرگز خدا یا فرستاده خدا نمی نامید، و از مسائل ماورای طبیعت سخنی به میان نمی كشید، و اعلام می داشت كه كسی نمی تواند واسطه بین انسان و خدا باشد، كه در نهایت بتواند شفیعی برای آمرزش گناهان بندگان باشد. بودا می گوید: من در باب قدمت عالم و ازلیت جهان توضیحی نداده ام.و در باب وحدت روح و جسم سخنی نگفته ام، و از بقاء روح بعد از وصول به درجه كمال كلامی به زبان نیاورده ام.زیرا بحث پیرامون این موارد، متضمن فایده ای نیست.و این مسائل پایه و بنیاد دین نمی باشد از این رو از بحث در مورد این مسائل گذشتم، و در عوض ماهیت شقاوت و گمراهی و اصل و سبب آن، و راه نجات از آن را شرح و توضیح دادم.او می گوید: هرگز نمی توان تنفر را با تنفر از زمین برد.تنفر تنها با محبت از زمین برداشه می شود.بگذار انسان با محبت بر خشم خود فائق شود.بگذار او بر بدی ها با خوبی ها غلبه یابد.تعالیم بودا از نظر بسیاری مردم مورد مقبولیت بود به این جهت در سراسر کشورهای مختلف، از جمله، سرزمین های آسیای شرقی رونق گرفت. بقیه ادیان پس از بودا احکام و دستورات خود را با اندکی تغییر از بودا گرفتند، دستورات بسیار زیاد اخلاقی از قبیل ممنوعیت های اخلاقی چون منع دزدی،دروغ، زنا،آزار به دیگران و حیوانات ویك سری آداب و رسوم چون خودداری از رقص و شركت در مراسمی كه رقص و لهو و لعب در آن وجود دارد،احتراز از مكر و فریب،پر هیز از بی عفتی،سُكر،پر خوری،شكم پرستی وآرمیدن در بسترنرم،عدم قبول زرو زیور و پرهیز از عطر و مواد خوشبوهستند و بر ترك لذت های دنیا و پرورش روح اصرار فراوانی دارند. به غیر از دین بودا، ادیان ابتدایی زیادی وجود داشته اند که بدون ادعای نمایندگی از سوی خدا، مردم را به مکارم اخلاق دعوت می نمودند،بی آنکه مدعی باشند عمل کردن یا نکردن به این اخلاقیات عذاب یا اجر اُخروی به دنبال دارد. با پدید آمدن ادیان الهی و ادعای پیامبری از سوی خدا و نتایج اخروی اعمال چون پاداش و جزا هم، وارد ادیان شد.این ادعا نیاز به مأمورانی داشت که بتوانند امور ماورایی پس از مرگ را، اجرا نمایند به همین دلیل مضامین ماورایی چون فرشتگان،شیطان، بهشت و دوزخ به متون مقدس این ادیان اضافه گردید.البته دین یهودیت از ابتدا فاقد مضامین ماورایی بود.اما وقتی یهودیان توسط کورش کبیر به ایران پناهنده شدند، کاهنان یهودی این مضامین را از زرتشتیان فرا گرفتند و به متون مقدس خود افزودند. ادیان به غیر از وظیفه تعلیم و تربیت و سفارش به اخلاق و عقل گرایی، وظیفه خود می دانستند امور مجهول و پیچیده چون، چگونگی بوجود آمدن آسمان و زمین، دلیل مرگ و صدها پرسش مجهول دیگر را، برای بشر توضیح دهند.بیشتر پاسخ هایی که در متون مقدس به چشم می خورد، مربوط به، نظرات فلاسفه قدیم است که در این مورد اظهار نظر می نمودند.یعنی ادیان هم معلم اخلاق بودند هم وظیفه علم و نشر معلومات فلاسفه را بر عهده داشتند.به این خاطر است که ما هنوز هم از کُتب و متون مقدس انتظار داریم در مورد علوم روز ما را راهنمایی کنند و اگر اختراع یا کشف جدید در علم روز پدید آمد، تلاش می کنیم، نظریات گذشته ادیان را، با توجیه و تفسیر به یافته های امروزی نزدیک تر کنیم. همچنین به روایت اسناد به دست آمده، بسیاری از داستان های اسطوره ای که در کُتب مقدس سایر ادیان وجود دارد، بر گرفته از افسانه های کهن یا تمثیل هایی است که در متن ادیان ابتدائی، یا در بین ملل پیش از آن رایج بوده است.از جمله آثار به دست آمده کتاب های گلی بود که در دشت نینوا به دست آمد. این افسانه(گیلگمش) متعلق به سه هزار سال پیش از میلاد است كه با مطالعه آن می توان به ریشه و منشاء باورها و داستان های تورات و كتاب های مقدس پس از آن دست یافت.داستان هایی همچون داستان آدم و حوا، طوفان نوح و... كه توسط كاهنان به تورات راه یافت، وسرمشق باورهای آیین های پس از خود شد.تا پیش از پیدایش این لوحه های گلی تصور می شد تنها مأخذ بزرگ ادبی كه در كار مطالعه گذشته كهن جهان و پرداختن به افسانه آفرینش وداستان های اسطوره ای پرداخته، تورات است.اما با حفاری هایی كه در سیبار،نینوا و تل العبید به عمل آمد و كتابخانه بزرگ آشور بانیپال كشف شد همه تصورات كهن را متحول ساخت. پس ادیان، در طول تاریخ بشریت، نقش بسیار موثر و سازنده ای جهت اخلاقمندی و تحکیم باورهای بشر داشته اند.هنوز هم بسیاری از جوامع سنتی و مذهبی،قوانین و جامعه به طور کامل به این ادیان وابسته هستند و جامعه در برابر هر انتقاد یا تهدیدی در مقابل باورهای خود به شدت مقابله می کند.حتی در مقابل تضادهایی که بین دین، تمدن و فرهنگ جامعه وجود دارد به سادگی می گذرد.در حقیقت اگر نیرویی بتواند این شکاف را زیاد کند، این جوامع بسیار خطرناک می شوند.چون اگر به سمت افراط گرایی دینی پیش بروند در مقابل تمدن بشری مقاومت می کنندو تمایل پیدا می کنند به اصل اولیه ادیان خود باز گردند(بنیاد گرایی).از سوی دیگر اگر نیرویی، در این جوامع خلاء مذهبی ایجاد کند، موجی از بی اخلاقی، توده جامعه را فرا می گیرد.به این دلیل که در این نوع جوامع، توده مردم بر اثر باورهای دینی خود اخلاقمند شده اند و اگر از این باورها فاصله بگیرند اهرم دیگری وجود ندارد که آنها را متعهد به قانون و اخلاق نماید. اگر چه در جوامع سنتی و مذهبی، دین، در بین توده عوام جامعه ضامن اخلاقمندی و ثبات است اما همین دین، در بسیاری از موارد خود به عنوان بزرگترین تهدید و تضعیف اخلاق در جامعه مبدل می شود.بیشتر این موارد مربوط به زمانی است که نهادهای قانون گذاری و اجرایی جامعه به دست دینکاران می افتد.این دین کاران چون قرأت دینی از بشر و جامعه او دارند، تلاش می کنند همه زیر ساخت های این جامعه که مخلوطی از دین،آداب و رسوم اجتماعی و تمدن بشری می باشد را مذهبی نمایند و این خود یعنی دگرگونی جامعه.اما از آنجا که دستورات دینی قادر نیستند جوامع پیچیده امروزی را به طور صحیح اداره نمایند، این جوامع دچار افول اخلاق می شوند. آفت دیگر اخلاق دینی برای جامعه این است که افرا اصول گرا و توده جامعه در مقابل تغییر و تحول اجتماعی مقابله می کنند. و اجازه نمی دهند حکومتی در جامعه شکل بگیرد که قوانین آن بر اساس علوم روز و توسط نخبگان آن جامعه تدوین شود و یک نظام آموزشی منطبق بر علوم انسانی کار تعلیم و تربیت افراد جامعه را بر عهده بگیرد.در این مسیر مبلغان و گروه های مذهبی افراطی نقش به سزایی برای تحریک و شوراندن مردم به عهده دارند. آفت دیگر اخلاق دینی باز می گردد به خود دستورات یا برداشت ها و تفسیرهایی که در متون مقدس، یا از سوی نمایندگان آن دین، یا از سوی دینکاران مطرح می شود.برای مثال می توان به گروه های تروریستی همچون القاعده یا افرادی که منتسب به قتل های زنجیره ای هستند اشاره نمود.معمولا این افراد معتقدند که چون دین و برقراری احکام دینی هدف اصلی است،می توان برای رسیدن به این هدف، وسیله ها را فدا کرد.گروه هایی همچون القاعده، با اشاره به دستورات مختلف دینی گروهی از جوانان را تحریک می کنند تا با بستن بمب به بدن خود،خویشتن و عده ای دیگر را به کشتن دهند.یا در جریان قتل های زنجیره ای عده ای با کمک فتوای دینکاران نخبگان مخالف حکومت دینی را به وحشیانه ترین شکل ممکن به نیت نزدیکی بیشتر با خدا،مُثله کردند. مشکل دیگر این است که دستورات اخلاق دینی، بر اساس حقوق بشر تدوین نشده و ضامن حق و حقوق افراد غیر دینی نیست.به این خاطر است که، در جوامع مذهبی دیگر اقلیت های مذهبی یا افراد غیر دینی زندگی سختی را تجربه می کنند.افراد تند رو مذهبی حتی به خود اجازه می دهند به حقوق دیگر افراد غیر دینی تجاوز نمایند. امروزه بشر توانایی آن را دارد تا به کمک علوم انسانی، و بهره بردن از آخرین تکنیک های روانشناسی اقدام به تعلیم و تربیت کودکان نماید، و از ابتدای شکل گیری شخصیت فردی، پایبندی به اصول اخلاقی را در وجود کودکان، نهادینه کند.اصولی که به کودکان آموزش داده می شود بر اساس احترام به حقوق همه افراد بشر تنظیم شده است و این آموزش ها در تضاد با باورهای دینی نیست.بلکه کودک یاد می گیرد چگونه فارغ از جنسیت و گرایش های مذهبی و سیاسی با دیگران زندگی همزیستی مسالمت آمیز داشته باشدو به شکل عینی مشاهده کند که اگر بخواهد منافع جمعی یا منافع دیگران را فدای منافع فردی خود کند در نهایت در این جامعه ناپایدار، منافع فردی خود او هم به خطر می افتد. آموزش اخلاق بدون باورهای مذهبی، برای افراد بزرگ سال و توده عوام جامعه نا کار آمد است، چرا که در این شیوه بدون در نظر گرفتن نتایج اُخروی اصول اخلاقی، به شکل ملموس و عینی، به فرد یاد می دهند که اگر پایبند به اخلاق باشد، زندگی فردی و اجتماعی او چگونه شکل می گیرد. و اگر پایبند نباشد، چگونه زندگی فردی و اجتماعی او مُختل می گردد.مثلا به کودک می آموزند، اگر دروغ بگوید، چگونه این دروغ به ظاهر کوچک، بازتاب بزرگی در جامعه و در نهایت زندگی او ایجاد می کند.در منظر یک فرد عادی، دروغ یک عمل بی اخلاقی ساده و بی ضرر است.اما از دیدگاه یک متخصص، تجمع همین دروغ های کوچک فردی، منجر به یک جامعه بی اخلاق و شکننده می شود.درک این موضوعات پیچیده برای افرا عادی دور از انتظار است. مگر اینکه فرد قدرت استدلال بالایی داشته باشد.به این خاطر یک نظام سکولار و غیر دینی تلاش می کند بدون انکه بافت سنتی جامعه را دستخوش تغییر و تحول کند،تنها به کمک تعلیم و تربیت فرزندان اخلاقمند و خرد گرا تحویل جامعه دهد. ضمانت کارآمدی چنین اخلاقی برای نسل آینده، فرهنگ و شعور اجتماعی است که در وجودتک تک افراد و در جامعه شکل می گیرد.مثلا در کشور سنگاپور انداختن آب دهان یا ریختن زباله یا آدامس جویده شده در معابر ممنوع است. این فرهنگ به شکلی در جامعه نهادینه شده است که مشکل است فردی را پیدا کنید که در خفا، مرتکب چنین بی اخلاقی شود.در یک کشور سکولار که فارغ از گرایش های مذهبی همه نهاد های آموزشی در جهت اخلاقمندی و خرد گرایی تلاش می کنند، به تدریج فرهنگ جامعه هم دستخوش تغییر و تحول می شود و افراد بزه کار و بی اخلاق از بدنه جامعه جدا می شوند. نشانه کارآمدی و موفقیت علوم انسانی در تربیت انسان ها و ساختن یک فرهنگ پویا را می توان، به طور عینی در جوامع مذهبی و جوامع سکولار مورد برسی قرار داد. در کشورهای همچون سوئیس،نروژ،دانمارک و...،داشتن هر گونه مذهبی بی هیچ محدودیتی آزاد است به شرط اینکه، باورها و اعتقادات هر شخص، تنها جنبه فردی داشته باشد، و مُخل آزادی فردی دیگران نباشد.حقوق زن و مرد به شکل یکسان است.طبق آمار و گزارشات منابع بی طرف، دادگاه هادر این کشورها فوق العاده خلوت است و روند دادرسی در این کشورها، تنها بر مبنای قوانین بشر دوستانه می باشد.مطبوعات و وسایل ارتباط جمعی در این کشورها کاملاً آزاد است.کار تعلیم و تربیت بسیار جدی و بر اساس علوم روز می باشد.در نتیجه در این کشورها آمار بزه کاری و جنایت پایین است.مردم از اعمال زشت مانند دروغ،تقلب،نیرنگ و...،به شدت پرهیز می کنند، و بر عکس تصور ذهنی ما، آمار فساد و فحشا به شکلی که آزادی و امنیت دیگرا را سلب کند، در این کشورها پایین است.اکنون کافی است سری به کشورهای بزنیم که قوانین دینی بر این کشورها حاکم است! اما چرا دین نمی تواند مانند یک نظام سکولار، افراد و جامعه اخلاقمند تربیت کند؟ این بیشتر بدان دلیل است که دستورات و آموزش های دینی توجیه پذیر و درجهت تحکیم باورهای دینی، و رضایت مندی آفریدگار است، و به همین جهت، نتایج عمل کردن یا نکردن به این دستورات غیر ملموس و غیر عینی هستند.این احکام در هر زمان و مکانی توسط دینکاران، تفسیر و توجیه می شود و افراد دین دار هم با خود توجیه می کنند چون هدفشان رضایت آفریدگار است در جهت انتخاب اخلاق مند ترین عمل مختارند.هم اینکه آفریدگار برآورد(میانگین) عمل خوب یا بد آنها را در نظر می گیردو هم اینکه در این شیوه نیت فرد مورد نظر است نه نتیجه ای که از آن عمل، حاصل می شودو اینکه افراد به دین کاران اعتماد کامل دارند تا هر دستوری را از جانب پیشوای خود اجرا کنند. ما در اجتماع خود همیشه شاهد این موضوع هستیم که یک سری افراد مذهبی، بسیار پایبند به اخلاق هستند و در هیچ شرایطی به خود اجازه نمی دهند حقوق دیگران را ضایع کنند یا عملی انجام دهند که منجر به ناخشنودی آفریدگار شود.البته این اشخاص عموماً افراد متعادل، معقول و منطقی هستند که نوع شخصیت و تربیتشان به آنها کمک کرده تا در زندگی مسیر صیحیح انسانی و اخلاقی را انتخاب کنند.این گونه افراد اگر هم مذهبی نبودند، دیدگاه درستشان به زندگی، به آنها یاد می داد که به حقوق دیگران احترام بگذارند و از کارهای ناشایست پرهیز کنند.
|
| درباره وبلاگ |
|
به دنبال مسدود شدن وبلاگ رازهاي دل در سرويس ميهن بلاگ،مديريت وبلاگ ناچار است براي حفظ اين مجموعه اطلاعات باارزش، برخي از مطالب وبلاگ را بصورت رمز دار منتشر نمايد، تا شايد از خطر حذف و مسدود شدن در امان بماند، به اين خاطر از علاقمندان و محققان عزيز دعوت مي شود براي دسترسي به مطالب رمز دار،در خبر نامه عضو شوند تا كليد باز گشايي مطالب براي ايميل شما ارسال شود.
|
| انگيزه |
|
ذهن ما انباشته از باور است.بسیاری از این باورها نسل در نسل به ما منتقل شده و ما تصور می كنیم این باورها توسط دیگران بازبینی و اصلاح شده ویا از ناحیه مقدس به ما منتقل گردیده است،پس ما بدون آنكه آنها را نقد و برسی كنیم،برای تصمیم گیری در زندگی خود به طور ناخودآگاه از این باورها کمک می گیریم.ابزار باز بینی باورها خرد است،خرد زمانی می تواند وظیفه خود را انجام دهد كه ما از راه مطالعه، تحقیق و استدلال آن را پرورش داده باشیم.انبوه باورهای فسیل شده در ذهن، به ما اجازه نمی دهد از خرد خود پیروی كنیم مگر آنكه آن را بیدار نگه داریم
.
مطالب وبلاگ رازهای دل زنگ بیداری خرد را به صدا در می آورد
..
ادامه |
| نظر سنجی |
| آمار |
| خبرنامه |
|
جهت عضویت در خبر نامه و دریافت كلید رمز مطالب ایمیل خود را در قسمتخبر نامه و پیام به مدیریت
وارد كنید
با عضويت درخبرنامه:
جهت مطالعه مطالب بیشتر و مشاهده عكس و ویدئوهای مربوطه به صفحه فیس بوك رازهای دل سر بزنید |
| عنوان ها و مطالب | ||||||||
درصورتي كه مرورگر شما قادر به نمايش محتويات عناوين مطالب نيست مي توانيد از طريق
مشاهده همه مطالب
كليه عنوان ها و مطالب وبلاگ را پيگيري كنيد
خدا، دين، عقيدهروانشناسيخردگراييتكاملعلميايراناجتماعي و سياسي |
||||||||