|

مقايسه سه انسان پيتكانتروپوس-نئاندرتال-كرومانيون

هومواركتوس يا همان انسان راست قامت نخستين بار در حدود 8/1 ميليون سال پيش بر روي زمين پديدار شد.سنگواره او به نام انسان جاوه و انسان پكن در موزه نگهداري مي شود.انسان جاوه از اين جهت اهميت دارد كه تا مدتها تصور مي شد كه اين انسان نما حلقه گمشده تكاملي بين ميمون و انسان است.هومو اركتوس تا هفتصدهزار سال قبل مي زيسته است. او نخستين انسان نمايي بود كه با آتش آشنا شد،چرا كه در غار "جوكوتين" آثاري از اجاق هاي دست ساز و استخوان هاي حيوانات شكار شده مربوط به زمان حيات اين انسان يافته اند. هومواركتوس از زادگاه خود به سمت آسيا و اروپا مهاجرت كردكه پس از آن جوخه اي از انسان به نام "هومو ساپينس" از نسل او به تكامل رسيد.
انسان انديشمنديا "هوموساپينس" حدود پانصد هزار سال قبل در دوره عصر حجر قديم در افريقا،اروپا و شرق آسيا پديدار گشت.سنگواره به دست آمده از اين انسان متعلق به چهار صدهزار سال قبل است كه علت مرگ او عفونت گوش بوده است.همچنين فسيل هايي متعلق به دويست و ديگري هشتصدهزار سال قبل مي باشد.هومو ساپينس به واسطه جمجمه بزرگترش از هومواركتوس تشخيص داده مي شود.گونه معروفي از انسان انديشمند انسان نئاندرتال است كه فسيل اين انسان اولين بار در غاري به همين نام در آلمان يافت شد.نئاندرتال يكصدو سي هزار سال قبل پديدار شد.اين انسان قادر به روشن كردن آتش بوده و مي توانسته حيوانات را از فاصله دور شكار كند.اين اولين گونه از انسان بوده كه مردگان خود را دفن مي كرده است،و صاحب آيين هاي ويژه اي بوده است.دانشمندان علت بزرگي جمجمه اين انسان را نسبت به انسان امروزي عضلات نيرومند او مي دانند.در سال 1983 فسيلي از اين انسان در خاك اسراييل يافت شد كه متعلق به شصت هزار سال قبل بود اين فسيل نشان داد كه اين انسان ناطق بوده يعني مي توانسته حرف بزند.اما ابزار بدست آمده نشان ميدهد كه قدرت خلاقيت و نوآوري نداشته است.اين گونه همنوع خوار بوده اما دليل اين همنوع خواري هنوز مشخص نشده است.نئاندارتال در طول عمر خود به آخرين عصر يخبندان كره زمين يعني حدود هفتاد هزار سال پيش كه سردترين دوره هاي زمين بوده است، برخورد نموده است.
انسان انديشمند در برخي نواحي بطور كامل منقرض گرديد(نئاندرتال لوانت)كه از DNA او چيزي به انسان امروزي نرسيد. و در بعضي مكانها تكامل يافت(هومونئاندرتالنسيس) و به انسان انديشمند انديشمند يا هومو ساپينس ساپينس (انسان امروزي) تبديل گرديد.
نخستين انسان هاي امروزي درآفريقا بين 200-50هزارسال قبل در خاورميانه 100در استراليا 60 و در اروپا 20 هزار سال پيش پديدار شدند.اين زمان مقارن دوره عصر حجر جديد و اواخر دوره زمين شناسي پلئيستوسن بوده است.اين انسان بلندتر از انسان نئاندرتال اما عضلات ضعيف تري داشتند و تا حدود زيادي هم شكل انسان هاي امروزي بودند.اين انسان به واسطه پاهاي بلند خود توانست به مكان هاي مختلف مهاجرت نمايد.او در كار ابزار سازي، نوآوري و خلاقيت داشت چرا كه بر خلاف انسان نئاندرتال مبتكر ابزار چند قسمتي بود و به واسطه قدرت خلاقيت خود توانست براي اولين بار هنر بيافريند و سر پناهي براي زندگي خود ايجاد كند.اين انسان براي شكار حيوانات بزرگ دسته جمعي به شكار مي رفت.غارهايي در كشور فرانسه و اسپانيا يافت شده كه مربوط بين 34 تا 12 هزار سال قبل است كه درآنها گونه اي از اين انسان به نام "كرومانيون" تصوير حيواناتي را بر ديواره اين غارها نقاشي كرده اند. آثار بدست آمده نشان مي دهد كه باورهاي ديني دربين اين انسان ها شكل گرفته است.دانشمندان ديرينه شناسي به نام ليكي و لوين مي نويسند:« شايد پس از يكصد هزار سال، چيزي حدود پنج هزار زبان بوجود آمد و اين رقمي است كه در دوره هاي تاريخي متاخر ثبت شده است.همه اين پنج هزار زبان با رابطه پيچيده اي به يك زبان مادر مربوط مي شود.» همچنين در اين دوره كشاورزي و داد و ستدتوسط انسان ابداع شد.
در ابتداي عصر حجرقديم(5/2ميليون سال قبل) انسان نما هايي پا به اين عرصه خاكي نهادند كه بيشتر رفتار ميمون ها را داشتند اما در پايان عصر حجرجديد(10هزار سال پيش) كه انسان، وارد دوره مفرغ مي شد زمين پر از انسان هاي هوشمندي بود كه بر همه موجودات برتري داشتند.


|